عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

435

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يفرض اللَّه عليكم فى اولادكم بعد موتكم . ميفرمايد اللَّه تعالى ، و بر شما مى فرض كند در كار فرزندان شما پس مرگ شما . لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ درين آيت بيان ميراث پسران و دختران است ، و ميراث پدر و مادر . اما پسران كه ميراث برند بطريق تعصيب برند ؛ و معنى تعصيب آنست كه چون وارث خودى باشد تنها ، مال همه وى را بود ، اگر صاحب فرض با وى بود هر چه از سهام ذوى الفرض بسر آيد وى را باشد ، و پسر را هرگز از ميراث محروم و محجوب نكنند ، الّا اگر مانعى از موانع ميراث چون كفر و رق و قتل در وى موجود بود ؛ و تا پسر در جاى بود فرزند پسر را در ميراث نصيب نيست ، و چون پسر نماند فرزندان وى بجاى او باشند در ميراث . امّا دختران صاحب فرض باشند ؛ و معنى فرضيّت آنست كه ايشان را از ميراث بهرهء معين نامزد بود . اگر دو دختر بودند يا بيشتر ، فرض ايشان دو سيك است ، چنان كه اللَّه گفت : فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ ، و اگر يكى باشد دختر ، فرض وى نيمهء مالست ، چنان كه گفت : وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ . نافع « واحدة » برفع خوانده و به اين قراءت كان معنى حدوث و وقوع دارد كه آن را خبر نگويند ؛ و دختران را اين فرض كه گفتيم نامزد است مگر در آن حال كه با ايشان پسران باشند ، كه پس بسبب پسران « عصبه » شوند ، و بطريق تعصيب گيرند ؛ چنان كه گفت ربّ العالمين : لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ؛ و چنان كه پسران نيوفتند دختران هم نيوفتند ، الّا بمانع كفر و رقّ و قتل . اما فرزندان دختران ذو و الارحام ، به مذهب شافعى و مالك و داود ذو و الارحام وارثان نباشند ؛ و بمذهب احمد و ابو حنيفه ، اگر از وارثان عصبه و صاحب فرض هيچ كس نباشد ايشان را در ميراث نصيب بود . امّا پدر گاه عصبه باشد و گاه صاحب فرض ، و گاه هم عصبه و هم صاحب فرض : اگر با وى پسر ميّت بود يا پسر پسر ميت ، آن گه صاحب فرض بود ، فرض وى